![]() |
|
![]() |
|
|
چراشیعه هستم؟پنجشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٠به نام خدا خاطره ای از حجت الاسلام قرائتی
در پاکستان بودم درجمع گروهی از استادان دانشگاه به من گفتند: اینهاهمه سنی واز فرقه وهابی هستند شروع کردم به یک بحث قرآنی ومقداری از آن روضه های صادراتی و خوب، تحت تاثیر قرار گرفته بودند وهر از گاهی دست می زدند و تشویق می کردند، آخر صحبت ها یکی از آنها هیجانی شد و با صدای بلند گفت:احسنت !ولی تو به این خوبی حیف نیست شیعه هستی! چرا شیعه شدی؟ گفتم ببین نه شیعه و نه سنی فقط قرآن. گفت: احسنت، گفتم ساعت بگذارید در یک دقیقه سه آیه از آن آیه هایی که همه حفظ هستندبرایتان می خوانم و ثابت می کنم که چرا شیعه هستم؟ گفتند: بگو. گفتم:تا پیغمبربود شیعه و سنی نبود رهبر همه خود پیامبرص بودند، بعداز پیامبر ،ما فقه خود را از اهل بیت گرفتیم و اهل سنت فقهشان را از چهار عالم دیگر امام احمدحنبل،ابوحنیفه مالک و شافعی . سه آیه در قرآن است : 1- قرآن وقتی به کلمه اهل بیت می رسد می گوید: یطهرکم تطهیرا یعنی شما معصومید ولی نگفته یطهرکم ابوحنیفه یا شافعی....... 2- اهل بیت قرن اول هجری می زیستند ولی امامان شما قرن دوم هجری متولد شده اند و در قرآن آمده: والسابقون السابقون اولئک المقربون 3- تمام اهل بیت شهید شدند ولی یکی از آیت الله های شما یک سیلی هم نخورده اند و در قرآن آمده که: فضل الله المجاهدین.... و من شیعه هستم به دلیل اینکه فقهم را از کسی گرفتم که معصوم بود ، یک قرن جلوتر بود بود، ودر راه خدا شهید شد حالا اگر شما یک آیه از قرآن بیاوریدکه چرا دینتان را از ابوحنیفه گرفتید من همین الان سنی می شوم ودر تلوزیون پاکستان مصاحبه می کنم که قرائتی شیعه به پاکستان آمد و سنی شد. بعد از این حرف دیدم همه آنها از تعجب دهان هایشان باز مانده و بهت زده بودند. (والسلام)
پيام هاي ديگران ()
|
|
|
|
آخرین زنگشنبه ٤ تیر ۱۳٩٠بسم الله الرحمن الرحیم ( و ما هذه الحیوه الدنیا الا لهو و لعب) * خدا می داند زنگ دنیا کی می خورد ولی آن روز که آخرین زنگ دنیا خورد دیگر نمی شود تقلب کرد و نه دم کسی را دید. آن روز فقط تویی و کارنامه ات و معدل نگاه و تینت و دست و زبانی که علیه تو شهادت می دهند: (یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم بما کانوا یعملون) * و آن روز تازه می فهمی که دنیا با همه بزرگی اش از جلسه امتحان هم کوچکتر بود و می بینی که کنار هر لحظه ات فرشته هایی ممتحن بوده اند که هرچه می نوشتی می نوشتند : ( و ان علیکم لحافظین، کراما کاتبین، یعلمون ما تفعلون) * خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد روی تخته سیاه قیامت اسم تو را جزء خوب ها بنویسند. خدا کند حواست بوده باشد و زنگ های تفریح آنقدر توی حیاط نمانده باشی که حیات یادت رفته باشد . خدا کند دفتر زندگیت را جلد کرده باشی و بدانی که دنیا چرک نویسی بیش نیست. خدا می داند که آخرین زنگ دنیا کی می خورد، آن وقت است که می فهمی زندگی عجب سوال سختی بود، سوالی که بیشتر از یک بار نمی توان به آن جواب داد!!!! """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" * عنکبوت_64 * نور_24 * انفطار_10-11-12
|
|
|
|
تانیاپنجشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٩به نام خدا از چند ماه پیش دوست داشتم مطلبی برای حجاب در وبلاگ داشته باشم و به مناسبت ( ١٧ دی)روز کشف حجاب به نمایش گذارم تا اینکه دهه محرم امسال آن اتفاق ناگوار تلنگری به من زد که به عنوان یک زن مسلمان تا چه اندازه از دیدگاه دین اسلام در خصوص زن اطلاع داری؟ : شاید دوبار بیشتر او را ندیده بودم نامش تانیا بود اهل کشور روسیه , ٣٠ سال بیشتر نداشت و حدود ۶سال پیش مسلمان شده بود واز یک سال پیش درایران زندگی می کرد. اوایل سال قبل برای اولین بار او را در یک مهمانی دیدم , وقار ،متانت،حیا و حجاب او مرا مجذوب خود کرد . دوست داشتم مستقیما با او صحبت کنم و دلیل اسلام آوردنش را از زبان خودش بشنوم ولی افسوس به زبان ما تسلط کافی نداشت. بار دوم در روز عید غدیر در یک جشن خانوادگی و در حالی که خانمها اکثرا با لباس های شیک و آرایش و نمایش زر و زیور آلات در این مجلس خودنمایی می کردند و برای بعضی ها مهم نبود که هر از گاهی پرده کنار می رفت و چشم نامحرمی به آنها می افتاد ولی او با سادگی و وقار خاص خود مواظب حجابش بود و ندیدم که روسری از سر بردارد. آن روز هم خیلی دلم می خواست که با او صحبتی داشته باشم و از او بپرسم در دین مسیحیت چه کمبودی داشتی که به اسلام مراجعه کردی؟ وچرا زندگی در ایران را به آزادی و امکانات علمی وتحصیلی وتمدن و رفاه کشور خود ترجیح دادی؟ آیا می دانی که که اگر نام مسلمانی به پیشانی تو خورد باید خود را پایبند به قوانین و آداب و رسوم خاصی کنی بخصوص برای زنان که در صورت کوچکترین سستی و کاهلی و بی اعتنایی به این قوانین در محضر خداوند باز خواست می شو ی؟ و دهها سوال دیگر...فکرمی کردم تا مدتی دیگر تسلط به زبان فارسی پیدا می کند و می توانم جواب سوال هایم را بگیرم. اما تقدیر الهی چیز دیگری را بر خلاف تصورم رقم زد.به فاصله کوتاهی از عیدغدیر و در روزهای آغازین ماه محرم به علت مشکلی که از قبل داشته به کما رفت و علی رغم تلاش پزشکان و دعای اطرافیان تقدیر خداوند چیز دیگری بود و چه زیبا امام حسین(ع) پذیرای او شد چون در شب تاسوعا وفات یافت،روز عاشورا غسل و کفن داده شد و صبح روز بعد در مجلس عزای سالار شهیدان،عزاداران حسینی بر پیکرش نماز خواندند و تشیع کردندونماز شب اول قبر او نیز در میان عزاداران حسینی خوانده شد. و اینگونه مردن را آن هم در اوج پاکی و تولد دوباره، مرا در حسرت فرو برد که از آغاز تولد در خانواده مسلمان به دنیا آمده ام و در مجلس حسین ریشه دار شده ام ولی نمی دانم عاقبتم چه می شود؟ در سراسر دنیا کسانی هستند که از شور و اقتدار دین و انقلاب ما درس می گیرند ولی خودمان در اینجا تا چه اندازه توانسته ایم دینمان را بشناسیم و نعمت نفس کشیدن در این فضارا شکر گوییم؟ آیا زنان و دختران ما،مانند تانیا و تانیاها به این باور رسیده اند که تنها با عمل به به دستورات این دین می توانند پا به پای مردان به کمالات و کرامت های انسانی برسندو شایستگی خلیفه الهی پیدا کنندو خداوند تمام آنچه را به مرد از لحاظ خلقت انسانی داده عینا به زن نیز عنایت کرده و هدف اسلام جز تکامل و سعادت بشر نیست؟ آیا زنان و دختران ما، مانند تانیا و تانیاها به این نتیجه رسیده اندکه در این دنیایی که مسابقه سرعت و مادیگرایی است روز به روز انسانها هرچه بیشتر تلاش می کنند, بیشتر به پست ترین جایگاه انسانیت فرو می روند و بیشترین قربانیان آن نیز دختران و زنان هستند که در دنیای مادی از آنها به عنوان کالای تبلیغاتی برای پر فروش کردن مجلات و افزایش تماشاچیان فیلم و جلب مشتری به سوی مغازه ها استفاده می شود و آنان را به جایی رسانده که زنان برای رسیدن به این مقام خلق نشده اند؟ و آیا زنان ودختران ما فهمیده اند انسانی که پیوسته نگران زیبایی و اندام خود باشد دیگر فرصتی برای اندیشیدن به قابلیت های خود ندارد و زمینه رشد و تعالی خود را نابود میکند؟ و آیا درک کرده اند انسان با حجاب ، با دور نگه داشتن خود از دسترس دیگران سطح ارزشمندی خود را ارتقا می دهد و حجاب به معنای ذلت نیست بلکه عصمت و حفظ زن است و پوشیده بودن زن در همان حدودی که اسلام تعیین کرده موجب کرامت و احترام بیشتر اوست؟ بله تانیا اینها را در این مدت کوتاه فهمید ، اما من بیچاره با این سن هنوز نفهمیدم که اسلام از من به عنوان یک زن، یک مادر،یک دختر مسلمان که باید الگو برای جهانیان باشم نفهمیدم و نفهمیدم که باید به این دین و قوانین آن افتخار کنم و احترام گذارم نه اینکه خود کورکورانه پایبند فرهنگ بیگانه شوم که معلوم نیست عاقبت مرا به کجا می کشاند و سرانجام من چه خواهدشد اگر نفهمم ! |
|
|
|
قرآن مهجورجمعه ۱۸ تیر ۱۳۸٩**شکوائیه قرآن**
وامامردم عامی! باقلب رئوف وروح آرامی،نیازآرزوشان رادرالفاظم نشان گیرند،بدون آنکه دراعماق فرمانم پیامی از خداگیرندوپای درراه بگذارند. *من ازآنان گله دارم* هزاران،صدهزاران گله دارم: یکی خواند مرا گنگ و غلط ،با چهچهی گوئی که آهنگ غنا هستم!یکی بنددمرا بربازویش بی فهم و بی درک و تامل، برای آنکه خیرالحافظین هستم!یکی آویزدم برگردنش، گوئی صلیبی از طلا هستم!یکی نالد مرا در بزم غم ،گوئی که شعرمرده هاهستم!یکی هم بهر حفظ مال و جانش غافل از یادخدایش ببنددیک قطعه ام رابرخودش، بر خانه اش برجان و مال و بچه اش تا از بلا و دردوآتش در امان باشد. *من از آنان گله دارم* درآن دم که عزیزی عزم سفردارد؛دربدرقه از من پلی بالاسرش بندندکه دائم ازخطرهادرامان باشد.به دیوارمناره برفرازگنبدوباره به گرداگرد تکیه،مقبره،مدفن وقندیل مسجدهاباخط تزئینی وسردرهم معماروارناخوانا،مراباصنعت تذهیب عرضه می دارند،برای نذردنیاوثواب آخرت ازباء تاسین خواندنم راباشتابی ختم می گیرند. *من ازآنان گله دارم* تنهاذکرالفاظم!تهی از معنی،چون وردی مقدس، بی تفهم،بی تعقل،بی تامل،بی تفکر!تنهابرای رفع حاجت یاثواب!فلانی درتمام زندگانی ندارد بامن هیچ آشنایی ولی هنگام تردیدوبلاتکلیفی درانتخاب مسکن ویاری و آغازهرکاری به دامانم زنددست وگشایدلای اوراقم که یابدراه خو درا خوب یابدیامیانه که بعدازآن تمام عذر وتقصیرو گناهش رابه پای من بیندازد! *من ازآنان گله دارم* برای یمن هرمسکن مراباآب وآیینه به آنجامی برنداول که شایدمبارک گرددآن خانه،اگرچه هر خلاف وهرگناه وهرتباهی وهلاکت هادر آن باشد!کنارهفت سین سفره شان درصف سیرو سماق وسرکه وسنجد!به همراه صداق زن،به پیش چشم دامادسیه پوش وعروس نقره ای دامن،کنارهزاران معصیت درپیش نامحرم،به دنبال طبل ونی وآوازورقص وپایکوبی شان!من حاضرم امابرای چه؟به بالین مریضان،برسینه نوباوگان یاکه جیب مردمان،روی قبرمردگان!من حاضرم امابرای چه؟تحجریاتکامل؟تفنن یاکه تعظیم شعائر؟برای آب ونان!یاحفظ مال وجان؟ *برای چه؟برای چه؟* (سیدعلی حسینی یزدی استاد مترجمی زبان قرآن) |
|
|
|
برای خودمانیکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸به نام خدا *برای خودمان* دیروزبعدازرفتن سرویس کار شرکت کن وودکه برای نصب ظرف شویی به منزلمان آمده بود تصمیم به نوشتن این مطالب گرفتم می دانید چرا؟چون وقتی آقای سرویس کارچشمش به ماشین لباس شویی پاکشوماکه کنارماشین ظرف شویی بودافتادازمن پرسید:ازاین ماشین راضی هستید؟ومن جواب دادم:بله راضیم اگر ظرف شویی هم دراینجاکارخانه داشت آن را هم ایرانی می خریدم.آن آقاباوجودی که حرفی نزدولی ازنگاهش متوجه شدم تعجب کرده مثل اینکه اولین باری بودمی شنیدیه نفرازجنس ایرانی تعریف کنه آخه چرا؟مگه تعریف ازجنس ایرانی تعجب آوره؟این اولین بارنبوداززمانی که تصمیم گرفتم به دلایلی ماشین لباس شویی راعوض کنم تاحالااز فروشنده گرفته تاباربرو سرویس کارواقوام وغیره سوال کردندکه چرا ماشین لباس شویی هم خارجی نخریدید؟ ازچندسال پیش تاحالاسعی کرده ام ازاجناس ساخت وطن خودم استفاده کنم وتعصب شدید روی این موضوع پیداکرده ام حتی باورنمی کنید بعضی وقتهاچیزی رامی خریدم وقتی متوجه می شدم خارجیه می بردم عوض می کردم بعضی فروشنده هااگرازشون جنس ایرانی طلب می کردم بهم می خندیدند!بعضی موقع هاخودم ازکارهام خنده ام می گیره؛حتی زمانی که درسفرحج بودم عذاب وجدان داشتم اگر خریدمی کردم شایدباورنکنیدولی وقتی در فرودگاه ایران خودم وزائرهاراباآن همه ساک های سنگین که به چه سختی آنهاراازمکانهای مختلف حمل کردیم؛می دیدم گریه ام میگرفت وخودم رالعنت می کردم که رفتی این همه پول توجیب وهابیهاریختی که حالاعلیه مردم خودمون توطئه کنندتازه بااین همه خرج به نفع دیگران حالاحاضرنیستیم کمی هم کف دست این باربرهای ایرانی بگذاریم؛خلاصه نمی دونم چرا اینقدرتعصب پیداکرده ام ؟آخرش هم خودم جواب خودم رامی دهم:چون من یک ایرانی هستم ودرموردهم وطنانم احساس مسئولیت می کنم ونمی خواهم دربیکاری واضافه شدن گرفتاری های مردم کشورم سهیم باشم این قبول که واردات بی رویه وزرق وبرق اجناس خارجی که از سالهاقبل مملکت راگرفتارکرده وکیفیت پایین بعضی اجناس داخلی ماراگول زده ولی مگرهمه ماخواهان پیشرفت کشور نیستیم؟مگرهمه مادم ازدلسوزی ونگرانی برای کشورنمی زنیم؟تاچه حدسعی کرده ایم اندکی ازمشکلات مملکت کم کنیم؟اگردولت هاکوتاهی وکم کاری می کنند؟پس وظیفه مابه عنوان یک ایرانی چیست؟تاکی بایدشاهدورشکستگی وتعطیلی کارخانه هاوبیکاری هموطنان وبه دنبالش افزون فسادوگرفتاری هاباشیم؟اینگونه می خواهیم صنعتمان به پای کشورهای بزرگ برسد؟بانق زدن وایرادگرفتن؟باپول ریختن به جیب بیگانه گان که بعدعلیه خودماخرج کنند؟ چرابایدشکم شرکت های خارجی غیرمسلمان راپرکنیم وشکم برادران وخواهران مسلمان شیعه که دردنیانظیراین ملت نیست خالی بماند؟ آیابی توجهی مسئولین ازمارفع مسئولیت می کند؟درسته که بعضی اجناس ایران نسبت به بعضی کشورهاکیفیت پایین تری داردولی آیا قبول نداریدالآن با٣٠سال پیش فرق کرده؟ شایداین راکسانی که منزلشان پرشده ازانواع واقسام محصولات خارجی نفهمندولی برای امثال من که بعدازانقلاب تاکنون سعی کردیم ازاجناس ایرانی استفاده کنیم بهتردرک کنیم. درسته که بیشتر اینها مونتاژ هستندولی در کشور کارخانه دارند وعده ای کارگرازاین راه نان می خورند. همیشه به ماتلقین شده نمی توانیم واگرهم درکارها ایرادی هست چون باورکردیم نمی توانیم؛شمایک کودک رادرنظربگیریدازهمان ابتدااگردرهرکاری به اوگفته شودتونمی توانی، بلدنیستی،بگذارخودم برایت انجام دهم،درآینده به قول معروف دست وپاچلفتی خواهدشدو حتی گاهی منزوی شده نمی تواندخودرانشان دهد،واین درمسائل اجتماع به وسعت بیشتر.. من درمقام قضاوت نیستم که چه بر سرصنعت ماآمده ولی به عنوان یک ایرانی دوست دارم روزی راببینم که کشورم به عنوان یک سرزمین مسلمان شیعه دردنیا درهمه چیزبرتر باشدواین به حقیقت نمی رسدمگرباهمت خودمان. پس بایدمصرف کنیم تااشکالات خودمان را ببینیم وازتولیدکنندگان بهترش رابخواهیم تا پیشرفت کنیم ،حتی اگرکمی گرانتربخریم ارزش دارددربرابرآن نتیجه ای که خواهیم گرفت باورکنیم ٨٠درصدمشکلات مابه دست خودمان رفع می شودفقط نشستن ومنتظرماندن وچشم امیدبه دیگری چیزی عوض نمی شود که آیابشودیانشود،چه زمان بشود،چرا نمی شود؟ این وسط خودمان هستیم که ضررمی کنیم .برای نجات خودمان ونسل آینده کمی همت وعمل لازم است نه حرف. "پس ای هموطن اگرشماهم نظرمرادارید" ***یا علی***
نویسنده : ز.م
|
|
|
|
تفسیرزیبای عشقسهشنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸تقدیم به پیشمرگان ولایت: ای آموزگاربزرگ شهادت،ای برترین اسوه شجاعت، ای والاترین معنی دلدادگی، ای بهترین تفسیرزیبای عشق، ای حسین. ای حسین! مابه یمن تولدمبارک تومتولدشده ایم. ای حسین! ماهمان لبخندزیبای آخرین پیامبرالهی درهنگامه تولدتوایم. ای حسین! مابرق درخشنده چشمان رسول خدادرتماشای رخسارزیبای توایم. ای حسین! ماآرامش قلب علی (ع) به شکرانه عطای وجودتوایم. ای حسین! مافروغ چشمان فاطمه دربدرقه نگاه توایم. ای حسین! مالبیک صدای هل من ناصرینصرنی توایم. ای حسین! هل من معین یعننی توپس از14قرن درکربلای ایران باخون شهیدان مامعنی پیداکرد. ای حسین! ماهمان خون علی اصغرتوایم. همان خونی که به آسمان پاشیدوهرگزفرودنیامد. ای حسین! شهیدان ماشهدای راه تو را مقتدا گشته اند. ای حسین! ماباتومتولدگشته ایم،باتوزندگی می کنیم، حیات ما حیات توست. پس سوگندبه شهادت باعزتت که هستی رامتحیر ومبهوت خودساخته است، ما را نیزدر زمره شهیدان خود محسوب فرما. ای حسین! امروزبیش ازهرزمان دیگری به تومحتاجیم. دنیاباهمه زرق وبرق هایش تانزدیکی خاکریزهای ایمان واعتقادمارسوخ کرده است واستکبارسنگرهای عقیدتی مارانشانه رفته است.بیاودراین گرم بازار ناقابل ترین هدیه هستی مارابه ثمن خلعت سرخ شهادت خریداری فرما.
نویسنده:رضا
|
|
|
|
_وبازهم انتخاباتشنبه ٩ خرداد ۱۳۸۸بسم الله الرحمن الرحیم الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدئهم الله (آن بندگان که چون سخن حق بشنوند نیکوترآن راعمل کنندآنان هستندکه خداآنهاراهدایت فرموده) شهید مطهری درکتاب تعلیم وتربیت نقل کرده اند: یک وقت یه خارجی آمده بودکرج بایک دهاتی روبروشد.این دهاتی خیلی جواب های نغز و پخته ای به اومی داد. هر سوالی می کرد خیلی عالی جواب می داد.گفت تو اینها را از کجا می دانی؟ گفت: ما چون سواد نداریم فکر می کنیم. این خیلی حرف پر معنایی است: آن که سواد دارد معلوماتش را می گوید ولی من فکر می کنم و فکر خیلی از سواد بهتر است. این مسئله که باید در افراد و در جامعه رشد شخصیت فکری و عقلانی پیدا بشود یعنی قوه تجزیه و تحلیل در مسائل پیدا بشود. منظورم از بیان این مطلب این است که من نه تحصیلات دانشگاهی دارم نه اقتصاد دانم نه سیاست مدار. فقط یک شهروند عادی خانه دار هستم با آنچه در این مدت سی سال دیدم و شنیدم فکر کردم . از شهدا و جانبازان و ایثارگران و خانواده هایشان شرمنده ام آن چنان که باید برای انقلاب کار نکردم از سیاست مداری هم خیلی خوشم نمیاد فقط آنچه را درذهنم می گذرد از باب دلسوزی برای انقلاب می نویسم. باز هم انتخاباتی دیگر در راه است باز هم بحث و جدل کی رئیس جمهور میشه ؟ کی میاد ؟ چه تغییراتی ایجاد میشه؟ تا حالا فکر کردیم چه می خواهیم؟ می خواهیم چه چیزی تغییرکند؟ توی این سی سال هر رئیس جمهوری اومده عده زیادی در ظاهر احساس رضایت نمی کنند و میخوان یکی دیگه بیا بلکه مشکلشون برطرف بشه خواهش می کنم به این موضوعاتی که بیان می کنم با وجدان نظر دهید. همه می دانیم در هر خانواده ای هر چند کوچک اگر افراد خانواده همکاری نداشته باشند همه فشارها روی یک عضو متمرکز خواهد شد و آن یک نفر نمی تواند کارها را به درستی انجام دهد همین طور در سطح وسیعتر به طرف بالا هر چه رویم... در نهایت تا یاری مردم نباشد و تا خود ما در بعضی موارد خود را عوض نکنیم چیزی تغییر نخواهد کرد چرا همیشه از دیگران توقع داریم؟ به جای سنگ انداختن ریگی از سر راه برداریم می گویید چطور؟ ما که در این سی سال هر تلاشی کرده ایم و به دولت ها کمک کردیم! مگه تو انتخاب ها شرکت نکردیم؟ مگه راهپیمایی نرفتیم؟ مگه در جنگ دفاع نکردیم و شهید ندادیم؟ هرکاری که نظام گفته که انجام دادیم! دیگرچه کنیم؟ و......ولی من چه می گویم؟ مگر نه اینکه می گوییم اقتصاد خراب است و بیکاری فراوان چقدر برای بهبود اقتصاد مملکت تلاش کردیم؟ من و شمایی که تا یه جنس خارجی می بینیم به به و چه و چه می کنیم مدام دنبال معروفترین مارک خارجی هستیم جنس ایرانی به چشممان نمیاد فکر نکردیم با خرید کالاهای خارجی وبی اعتنایی به تولیدات داخلی چه ضربه ای به بیکاری و نابسامانی اقتصادمان زده ایم؟ شاید بگویید جنس ایرانی به درد نمی خوره و کیفیت نداره ولی خدا وکیلی جنس های ایرانی اوایل انقلاب که یادتون نرفته الان کالاهای ایرانی قابل مقایسه بااون زمانه؟ درسته که بعضی اقلام خارجی کیفیت و زیبایی دارند ولی اگر من و شما جنس خودمان را نگیریم و مصرف نکنیم و عیب و ایرادش را نفهمیم و تذکر ندهیم و تقاضا نکنیم که به رشد کیفیت تولیدات داخلی کمکی نکرده ایم کاری ندارم که چرا اجناس خارجی بی رویه وارد می شود که جواب آن به عهده اقتصاد دانان و مسئولین است ولی خود ما نباید سرمایه مان را تقدیم بیگانه کنیم و به تعداد کارخانه های ورشکست شده و بیکاری اضافه کنیم که دراین صورت حق اعتراض نداریم . در جای دیگر اگر با مهریه ها و خرج های سنگین و توقعات غیر شرعی و اخلاقی در راه ازدواج جوان ها مانع گذاشتیم و باقیافه های بزک شده و پوشش نامناسب و آرایش های آن چنانی در معابر عمومی ظاهر شدیم و دل جنس مخالف را جلب کردیم حق نداریم اعتراض کنیم که ای وای جوان ها از دست رفتند فساد و فحشا و اعتیاد همه جا را گرفته! چون خودمان خواستیم. و اگر با بی اعتنایی به قوانین کشور و بی نظمی و بریز و بپاش و اسراف و از آن طرف بی توجهی به نظافت و زیبایی شهرها از ریختن کوچکترین زباله تا نصب اعلامیه و آگهی پلاکارد و تبلیغات و سر در آوردن نرده و بلوک و سیمان وگچ و آجر و سنگ و چه و چه و چه........ از هرگوشه و کنار خیابان ! به زیبایی شهرمان لطمه زدیم حق اعتراض نداریم که چرا کشورمان مانند کشورهای دیگر منظم و زیبا نیست؟ کشورهای دیگر چنان و چنانند. فکر می کنید چه چیز ممالک غربی توجه ما را به خود جلب کرده؟ فرهنگ و دینشان یا ظواهر؟ امکاناتشان یا پای بند بودن به قوانین؟ امکانات ما که کمتر از آنها نیست فقط راه درست استفاده را بلد نیستیم . اینها را که باید برای ما ارمغان آورد جز خودمان؟ بعضی ازآداب مارا که بایدتغییردهدجزخودمان؟فرهنگی که دردین ماست بهترین وکامل ترین فرهنگ هاست ولی ملت های غربی بیشترازآن استفاده می کنندوخودمان توجه نداریم!ا لبته که کوتاهی مدیران هم در این مسئله سهم دارد ولی نه به اندازه خودمان . دراین فکر بودم هر ازگاهی مدیری قانونی می گذارد و با قاطعیت اعلام می کند از فلان تاریخ اجرا می شود و اگرعمل نشود جریمه و تنبیه و چه وچه... مدتی می گذرد خودشون هم یادشون میره یا رافت ولطفشون گل می کنه وکوتاه می آیند که این به نظر من برمی گرده به تربیت خانوادگی ما چرا؟ من ازصبح که پا میشم هی به بچه ها می گم باید این کار رو بکنید این کار رو نکنید اگه نکنید فلان می کنم بعد موقع عمل که میرسه دلم می سوزه یا با اصرار بچه ها کوتاه میام اکثرخانواده های ایرانی همین طورند بچه ها درخانه یاد گرفتند که قضیه رو به قول معروف یه جوری ماست مالی کنند و بگذرند قاطعیت و اراده صحیح رو یاد نمی گیرند برای کار و تفریح و عبادت و غیره برنامه منظمی ندارند خوب مسئولین هم بچه های همین خانواده هابودندوفرزندان الان هم یه روزبزرگ میشوندوهمین فرهنگ که درخانه یادگرفتنددراجتماع پیاده می کنندونتیجه اش همین میشه که شما می بینیدویه هرج ومرج وشلوغیدرظاهرکشور مخصوصادروضعیت کشورماکه شرایطبسیاراستثنایی داردودردنیانظیرش رانداریم.٣٠ سال ازانقلاب گذشته وباسه نسل بافرهنگ وآداب ورسوم متفاوت روبروهستیم ازیک طرفکشوریکه درحال رشدوپیشرفت استوازسوی دیگربااوجی ازحملات وتوطئه هاروبه روست تااین فرهنگهای مختلف باهم کنارآیندویک تفاهم ویک رنگیدرمسیرفرهنگ مردم ایجادشودنیازمندبه سالهای بسیارطولانی صبرایوبی است فعلا بایداین تضادوهرج ومرج راتحمل کنیم وباجایگزینی آداب ورسوم منطقی وشرعی این بحران راردکنیم آینده ای روشن برای نسل های بعدی به یادگارگذاریم وقطعا اگر همت خود ما نباشدآقایان موسوی و کروبی و رضایی و احمدی نژاد که خوبه امام زمان هم رئیس جمهور شود هیچ تغییری در مملکت به چشم نمیاد پس چرا هنوز دولتی نیامده به دنبال تغییرش هستیم؟ و تا سیستمی برای کشور جا می افتد دوباره همه چیز عوض شود که این تغییرات زود به زود سلیقه ها در روند رشد کشور خلل ایجاد می کند متاسفانه با رویکار آمدن هر دولتی سیل اتهامات وتخریب ها و افتراها به خصوص ازسوی افراد سرشناس و دلسوز انقلاب که ناخواسته بازیچه دست دشمنان وفریب خورده های داخل وخارج شده اندکه جای انتقادراباتهمت وکنایه عوضی گرفته اند من نه جوان هستم که بخواهم با احساسات حرف بزنم و نه با آقای احمدی نژاد خویشی دارم دردوره قبل هم به ایشان رای ندادم و حتی علیه شان بحث هم می کردم ولی بعد از انتخاب ایشان را پذیرفتم الان هم انتقادات زیادی دارم. ولی بعد از این ۴ سال با وجود مشکلاتی که هنوز وجود دارد تصمیم دارم این دوره به ایشان رای دهم چون وقتی به وجدان خود مراجعه می کنم دلایلی پیدا می کنم خوب است شما هم به این دلایل توجه کنید و نظردهید شاید من اشتباه میکنم : ١- چهارسال فرصت کوتاهی است برای دیدن نتیجه عملکرد یک دولت مخصوصا اگرکارها زیربنایی باشد کارها به چشم نمی آید و همان طور که گفتم تغییرات مدام درسیستم به صلاح مملکت نیست. ٢- بیشترین حملات و تهمتها در زمان دولت آقای احمدی نژاد به نمایش درآمد. من به یاد دارم حتی کسانیکه از ایشان حمایت می کردند از همان ماه اول١٨٠ درجه تغییر عقیده دادند و حرف ها و حدیث ها را شروع کردند و الان دقیقا دوران شهید رجایی در ذهن من مرورمی شود حتما آن هایی که دیدندیادشان هست.زمانی بیدارشدیم که دیرشده بود. ٣- دقت درصحبت های کاندیداهای دیگر و حامیان آنها که بدبختانه حد بی انصافی را به نهایت رسانده اند و با حرف هایشان کشوری عقب افتاده و متحجر در نظرها آورده اند. ببینید دشمن را که برای آنها کف میزند. یادم می آید امام می گفتند : آن روز که دشمن از ما تعریف کند باید عزا گرفت معلوم می شود در ما اشکالی پیدا شده. ۴- توجه درسخنان حکیمانه رهبری که جزئی ازآن را اینجا آورده ام : (برخی افراد تاثیرگذار اطلاعات غلط به شما می دهند سیاه نمایی نکنید ٢٣/١٢/٨٧) (کاندیداها حرفی نزنند که برای دلخوشی دشمن باشد ۴/٣/٨٨ ) (کسانی را روی کار آورید که مبارزه با زورگویان را ارزش بدانند ٢٨/٢/٨٨ ) (چرا طرح جنایات اسراییل در مجامع جهانی عده ای را در داخل شرمنده می کند؟ ٢٧/٢/٨٨ ) (خطاب به دولت: اشکال شما این است که برای مردم توضیح نمی دهید) ۵- توجه در صحبت های بیگانه گان: ( شبکه ١تلویزیون روسیه: سخنان احمدی نژاد مخاطبان فراوانی دارد اظهاراتش جذاب و مورد توجه شرکت کنندگان ومحافل سیاسی و خبری است) - (سازمان سیا به اسراییل : برای جلوگیری از پیروزی احمدی نژاد فعلا ایران را تهدید نکنید) - ( القدس عربی: احمدی نژاد در ژنو چیزی جز حقیقت نگفت) - ( روزنامه اسراییلی جروزالم پست : بررسی ها نشان داده احمدی نژاد در انتخابات پیروز است و این خطر بزرگی است) - ( شبکه فرانس ٢۴ : ایران مانند ژاپن و آلمان به یک قدرت هسته ای تبدیل شده است) - (روزنامه تایمز : احمدی نژاد رئیس جمهور ایران گام بزرگی در جهت برنامه هسته ای این کشور برداشت) - ( روزنامه اکشام ترکیه: احمدی نژاد با سخنانش در اجلاس دوربان ٢ اسراییل را بمباران کرد)(روزنامه تایمز انگلیس:تنها راه توقف برنامه هسته ای ایران شکست احمدی نژاددرانتخابات است) آیا هنوز هم فکر میکنید ایران منزوی شده یا آمریکا و اسراییل؟ آیا توان علمی و نظامی ایران بالانرفته؟ آیا ایران در دنیا به یک قدرت بزرگ تبدیل نشده؟ این را ما نمی گوییم دنیا می گوید! ما را چه شده دشمن چه خوب روی افکار نقش می اندازد! برفرض که آقای احمدی نژاد هیچ نکات مثبتی هم نداشت ما را همین بس که آمریکا و اسراییل از او هراس دارند. چرا عادت کرده ایم که فقط نکات منفی را ببینیم؟ اگردولت احمدی نژاد موفق نبوده پس چرا دشمن اینقدر به تکاپو افتاده تا ایشان را ازصحنه به درکند مگر آنان برای مردم فقیر و پا برهنه دل می سوزانند اینها نشانه این است که کشور در مسیر خوبی حرکت می کند هر ۴ کاندید افرادی کار کشته هستند و در این انقلاب استخوان خورد کرده اند ولی نباید از یاد بریم کسانی که یک قدم جلوتر یا یک قدم عقب تر از رهبری گام برداشتند و اکنون در راه مانده اند مگر کسانی که در برابر امام علی ایستادند از اصحاب پیامبر نبودند؟ مگر مسلمان و نمازشب خوان نبودند؟ به گفته مولاعلی :مردم به اهل بیت پیامبرتان بنگرید ازآن سو که گام برمی دارند بروید قدم جای قدمشان بگذارید آنها هرگز شما را از راه هدایت بیرون نمی برند و به پستی و هلاکت باز نمی گردانند اگر سکوت کردند سکوت کنید و اگر قیام کردند قیام کنید از آنها پیشی نگیرید که گمراه می شوید و از آنان عقب نمانید که نابود می گردید. پس اگر ما قبول داریم که درحال حاضر ولایت فقیه جانشین امام زمان است با او همگام باشیم تا جانمانیم . همه دولت ها در زمان خود زحمت کشیدند و آنچه به صلاح مملکت میدانستند به اجرا گذاشتندچه مردرضایت مابوده وچه نبوده. هر۴کاندیدفرزندان انقلاب هستندوهمه دریک خط.واگرمن می گویم احمدی نژاد بهترین بهانه ام این است که دشمنان ازانتخاب مجدداودلهره دارند واگراوازصحنه کناررودخوشحال می شوندومن دوست ندارم شادی دشمنان کشورم راببینم.چه تضمینی است که بادولت دیگری مسائل بهترشود؟مازاتهامات ونیش وکنایه ها فقط دشمن سودمی برددولت های گذشته وآینده همه دلسوزمردم وکشوربوده اندوخواندبود. و همیشه هم حرف و حدیث - یکی را غنی پرور نامیدند و دیگری را گداپرور یکی را غرب زده و دیگری را متحجر و آن از مال بیت المال تبلیغ می کند و این یکی تبلیغ نمی کند تا مظلوم نمایی کند و ..... الی آخر! با این نیش و کنایه ها به کجامی خواهیم برسیم؟((همانااین زبان سرکش صاحب خودرابه هلاکت می اندازد.علی ع)) آیا همه ما بدون اشتباه هستیم؟ قطعا این دولت هم مانند دولت های قبل نکات مثبت ونفی داردواشتبا هاتی داشته وداردولی این جزئیات نباید دراصل قضیه تاثیر گذارد. نوک حمله خود را به طرف دشمن بگیریم نه خودی . آیا پیامبر و امامان معصوم از همه مشکلات و بی عدا لتی های زمان خود فارغ شدند که ما باشیم؟ و اگرجمهوری اسلامی قادر بود تمام مسائل را برطرف کند دیگر چه نیازی به ظهور امام زمان بود؟ پس بیایید دست به دست هم دهیم ودولت را یاری کنیم تا مشکلات کمترشودوراه آسان ترسپری شود. السلام علیک یانورالله الذی یهتدی به المهتدون ویفرج به عن المومنین (سلام برتوای نورخدا که با آن نور هدایت شدگان هدایت گردند و گرویدگان را گشایش دست دهد و گرفتاری مومنان به وسیله آن برطرف گردد) آمین یارب العالمین |
|
|
|
روایت داشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸۸به نام خدا حدود دو هفته پیش همسرم کتاب نسبتا قطوری به منزل آورد و گفت تعریف این کتاب را خیلی شنیده ام خاطرات یک شیرزن از دوران جنگ خرمشهر است بد نیست نگاهی به آن بیاندازی کتاب راگرفتم و با بی میلی نگاهی به اسم آن انداختم ، دا ! یعنی چه؟ من حدودا از ٧ یا ٨ سال پیش به این طرف علاقه زیادی به مطالعه پیدا کرده ام ولی متاسفانه به خاطرگرفتاری های زیاد وقت کمی برای مطالعه می گذارم ولی همیشه سعی میکنم که یه کتاب در کیفم باشد تا احیانا اگر در اتوبوس یا مطب دکتر یا هر فرصتی بیکار باشم وقتم هدر نرود مخصوصا موضوعات حقیقی که به صورت داستان نوشته شده باشند دوست دارم خاطرات و مطالب جنگ و جبهه زیاد خوانده ام ولی راستش را بخواهید دیگر از موضوعات جنگ و جبهه خسته شده بودم و هرکتابی در این مورد به دستم می رسید گوشه ی کتابخانه می انداختم و سراغش هم نمی رفتم دوران جنگ عراق و ایران را دیده بودم و دیگر از شنیدن و خواندن موضوعات جنگی خسته شده بودم ولی نام جدید و نا آشنای این کتاب توجهم را جلب کرد و کنجکاویم در مورد نام کتاب مرا وا داشت تا کتاب را باز کنم و برای یافتن معنی دا شروع به خواندن کتاب کردم و در همان صفحات اول پی به زیبایی و جذابیت داستان کتاب بردم خاطرات دردناک و درعین حال زیبای شیرزنی به نام زهرا حسینی که در زمان شروع جنگ ایران و عراق تنها ١٧ سال داشت که در زمان خود حقیقتا شیر دختری بود به شیوه ی بسیار زیبایی توسط خانم اعظم حسینی نوشته شده یا بهتراست بگویم به تصویر کشیده شده به طوری که خواننده خود را در صحنه جنگ حاضر می بیند و انگار که این اتفاقات برای خودش رخ می دهد خلاصه جوری شد که من از وقتهای دیگرم می گرفتم تا حوادث این داستان را دنبال کنم من که تا حالا روایتی به این زیبایی از جنگ نخوانده بودم بعضی قسمتهای آن به قدری دردناک و تکان دهنده است که باید اعتراف کنم به واقعی بودن آن شک می کردم تا اینکه پنج شنبه گذشته سعادت به من رو آورد و راوی کتاب را در برنامه ایکه به مناسبت ایام فاطمیه برگزار شده بود ملاقات کردم و از او سوالاتی کردم تا واقعی بودن این جریان ها برایم اثبات شود صحبتهای این خانم خیلی مجلس را منقلب کرد کسی باور نمی کرد که این همه مصیبت برای یک دختر نوجوان پیش آمده باشد و مهم تر از آن مصیبتها برخورد آن نوجوان با آن روزگار باشدکه می تواند درس بزرگی برای جوانان روزگار ما باشد که در باتلاقی به نام دنیا دست و پا می زنند و به قول شاعر: ازکجاآمده ام آمدنم بهر چه بود؟ خدایا چه روزگار دردناکی بر این مردم گذشته؟ خدایا چرا جوانان امروزاین مصیبتها را باور ندارند آنان که این روزگار رادیده اند چرا فراموش کرده اند؟ شما می گویید در این دوره وظیفه ما چیست؟ با آنان که بر سر این ملت چه ها کرده اند چه باید کرد؟ من که خودم با خواندن این کتاب از خودم خجالت کشیدم خدایا من برای این کشور و دینش چه کرده ام؟ جواب خون های ریخته شده را چه بدهم؟ نمی دانم شما چه قدر با کتاب دا آشنایی دارید و آیا شماهم نظر مرا دارید؟ درعرصه زندگی زهرفتح وشکست / بسیارتوان تجربه آوردبه دست پیروزی مابسته به دوراندیشی است / دوراندیشی نتیجه تجربه است |
|
|
|
جمعهسهشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧امروز با خود فکر میکردم معنی جمعه ا ز یاد رفته مدارس روزهای جمعه کلاسهای جبرانی می گذارند دانشگاه ها کلاس و امتحان می گذارند ادارات جلسه می گذارند و الی................! واقعا اینقدر وقت کم داریم ؟ یه جمعه برای خودمان نباشد حتی من مدارسی سراغ دارم که روز عاشورا هم کلاس می گذارند ! حالا این مهم نیست چون کسب علم در هر زمانی در دین ما سفارش شده ولی سوال من این است اگر واقعا اینقدر وقت کم است و فرصتی نیست چرا به دنبال هر بهانه ای تعطیل میکنیم؟ هنوز ماعادت نکرده ایم هرکاری را زمان خود انجام دهیم چرا از این تعطیلات بیخودی نمی گذریم تا مجبور نباشیم سرجمعه خالی کنیم دلم می خواد بیشتر بنویسم ولی متاسفانه باز هم وقت ندارم فقط پیشنهاد می دهم اگه یه وقتی روزهای جمعه از زندگی دنیا حوصله تان سر رفت و نمی دانستید چه کنید بد نیست سری به قرآن بزنید و این آیه را ببینید ( ای کسانی که ایمان آورده اید هر گاه شما را برای نماز روز جمعه بخوانند به ذکر خدا بشتابید و کسب و تجارت رها کنید که این اگر بدانید برای شما بهتر است) سوره جمعه آیه٩ |
|
![]() |
|
![]() |
ای آفتاب نیمه شب ای ماه نیم روز








