تانیا

پنجشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٩

                                       به نام خدا

از چند ماه پیش دوست داشتم مطلبی برای  حجاب در

وبلاگ داشته باشم  و به مناسبت ( ١٧ دی)روز کشف

 حجاب به نمایش گذارم تا اینکه دهه محرم امسال آن

 اتفاق ناگوار تلنگری به من زد که به عنوان یک زن

 مسلمان تا چه اندازه از دیدگاه  دین اسلام در خصوص زن اطلاع داری؟ :

شاید دوبار بیشتر او را ندیده بودم نامش تانیا بود اهل

 کشور روسیه , ٣٠ سال بیشتر نداشت و حدود ۶سال

 پیش مسلمان شده بود واز یک سال پیش درایران

زندگی می کرد. اوایل سال قبل برای اولین بار او را در

 یک مهمانی دیدم , وقار ،متانت،حیا و حجاب او مرا

مجذوب خود کرد . دوست داشتم مستقیما با او

 صحبت کنم و دلیل اسلام آوردنش را از زبان خودش

 بشنوم ولی افسوس به زبان ما تسلط کافی نداشت.

بار دوم در روز عید غدیر در یک جشن خانوادگی و در

 حالی که خانمها اکثرا با لباس های شیک و آرایش و

نمایش زر و زیور آلات در این مجلس خودنمایی می

کردند و برای بعضی ها مهم نبود که هر از گاهی پرده

 کنار می رفت و چشم نامحرمی به آنها می افتاد ولی

 او با سادگی و وقار خاص خود مواظب حجابش بود و

 ندیدم که روسری از سر بردارد. آن روز هم خیلی دلم

 می خواست که با او صحبتی داشته باشم و از او

بپرسم در دین مسیحیت چه کمبودی داشتی که به

اسلام مراجعه کردی؟ وچرا زندگی در ایران را به آزادی

و امکانات علمی وتحصیلی وتمدن و رفاه کشور

خود ترجیح دادی؟ آیا می دانی که  که اگر نام

مسلمانی به پیشانی تو خورد باید خود را پایبند به

قوانین و آداب و رسوم خاصی کنی بخصوص برای زنان

 که در صورت کوچکترین سستی و کاهلی و بی

اعتنایی به این قوانین در محضر خداوند باز خواست

 می شو ی؟ و دهها سوال دیگر...فکرمی کردم تا

مدتی دیگر تسلط به زبان فارسی پیدا می کند و می

 توانم جواب سوال هایم را بگیرم. اما تقدیر الهی چیز

دیگری را بر خلاف تصورم رقم زد.به فاصله کوتاهی از

عیدغدیر و در روزهای آغازین ماه محرم به علت

مشکلی که از قبل داشته به کما رفت و علی رغم

تلاش پزشکان و دعای اطرافیان تقدیر خداوند چیز

دیگری بود و چه زیبا امام حسین(ع) پذیرای او

شد چون در شب تاسوعا وفات یافت،روز عاشورا غسل

 و کفن داده شد و صبح روز بعد در مجلس عزای سالار

شهیدان،عزاداران حسینی بر پیکرش نماز خواندند و

تشیع کردندونماز شب اول قبر او نیز در میان عزاداران

حسینی خوانده شد. و اینگونه مردن را آن هم در اوج

پاکی و تولد دوباره، مرا در حسرت فرو برد که از آغاز

تولد در خانواده مسلمان به دنیا آمده ام و در مجلس

حسین ریشه دار شده ام ولی نمی دانم عاقبتم چه

می شود؟ در سراسر دنیا کسانی هستند که از شور

 و اقتدار دین و انقلاب ما درس می گیرند ولی خودمان

 در اینجا تا چه اندازه توانسته ایم دینمان را بشناسیم

و نعمت نفس کشیدن در این فضارا شکر گوییم؟ 

آیا زنان و دختران ما،مانند تانیا و تانیاها به این باور

رسیده اند که تنها با عمل به به دستورات این دین می

توانند پا به پای مردان به کمالات و کرامت های انسانی

 برسندو شایستگی خلیفه الهی پیدا کنندو خداوند

تمام آنچه را به مرد از لحاظ خلقت انسانی داده عینا به

 زن نیز عنایت کرده و هدف اسلام جز تکامل

و سعادت بشر نیست؟

آیا زنان و دختران ما، مانند تانیا و تانیاها به این نتیجه

رسیده اندکه در این دنیایی که مسابقه سرعت و

مادیگرایی است روز به روز انسانها هرچه بیشتر تلاش

می کنند, بیشتر به پست ترین جایگاه انسانیت فرو

می روند و بیشترین قربانیان آن نیز دختران و زنان

هستند که در دنیای مادی از آنها به عنوان کالای

تبلیغاتی برای پر فروش کردن مجلات و افزایش

تماشاچیان فیلم و جلب مشتری به سوی مغازه ها

استفاده می شود و آنان را به جایی رسانده که

زنان برای رسیدن به این مقام خلق نشده اند؟

و آیا زنان ودختران ما فهمیده اند انسانی که پیوسته

نگران زیبایی و اندام خود باشد دیگر فرصتی برای

اندیشیدن به قابلیت های خود ندارد و زمینه رشد و

تعالی خود را نابود میکند؟

و آیا درک کرده اند انسان با حجاب ، با دور نگه داشتن

 خود از دسترس دیگران سطح ارزشمندی خود را ارتقا

می دهد و حجاب به معنای ذلت نیست بلکه عصمت و

حفظ زن است و پوشیده بودن زن در همان حدودی که

 اسلام تعیین کرده موجب کرامت و احترام بیشتر

اوست؟

بله تانیا اینها را در این مدت کوتاه فهمید ، اما من

بیچاره با این سن هنوز نفهمیدم که اسلام از من به

عنوان یک زن، یک مادر،یک دختر مسلمان که باید الگو

 برای جهانیان باشم نفهمیدم و نفهمیدم که باید به

این دین و قوانین آن افتخار کنم و احترام گذارم نه اینکه

خود کورکورانه پایبند فرهنگ بیگانه شوم که معلوم

نیست عاقبت مرا به کجا می کشاند و سرانجام من

چه خواهدشد اگر نفهمم !

   

 



Blog Skin